هوبیست و یکم رسید و مثل همیشه و هر سال هیچ خبری نشد تا فردا صبح که خواهرم زنگ بزند و بگوید : میدانستید امروز تولد وی هست؟!!!!! و آن ها هم بگویند : عهههه تولدت مبارک!و پدرم هم بگوید: حتما امروز یه کیک برات میخرم! من هم مثل همیشه خودم را بزنم به آن راه و تمام شود برود پی کارش!تاازه من خوشبین هستم که فردا یادشان باشد!من اصلا خاله زنک نیستم و میدانم در روز ها و لحظه هایی از سال های آینده اگر این حرف ها یادم آمد خنده ام بگیرد! اما اکنون نه! + اما امسال یک فرق بزرگ هست و آن اینکه تولد من و ضامن آهو مقارن شده و من هم به کرم و نگاه ویژه ی او امیدوار :) میتوانم چشمانم را ببندم و خودم را نشسته بر روی فرش های صحن و نسیم دل انگیز و غرق در آرامشی متصور بشم که تاکنون در جای دیگری نیافته ام.
برچسب:
نویسنده: ماهان اسدی
تاريخ: چهارشنبه
25 خرداد
1401 ساعت: 20:38